پارسال شهریور ماه بود یه دفعه غیبم زد برای سه چهار روز کسی ازم خبر نداشت خیلی حال داد چقدر دوست دارم این روزا همینطوری بشه برای یه چند روزی همه دنبالم بگردن هرچند پارسال هیچکس دنبالم نگشت تا خودم زنگ زدم خبر دادم که کجا هستم
داشتم آماده میشدم که برم پایتخت دیشب اخبار اعلام کرد جشنواره فیلم فجر از 30 دی شروع میشه گفتم من که این همه موندم این یک ماه هم روش بزارم برای جشنواره برم یادش به خیر یه زمانی ده بهمن تهران بودم تا برای دوازدهم آماده باشم از این سینما بپرم توی اون سینما این فیلم ببین اون فیلم ببین تو صف وایسا داد بزن هل بده فحش بخور فحش بده آخرین باری که رفتم سال هفتاد هشت بود بعد از اون موقع دیگه جشنواره نرفتم نمیدونم چطوری هنوز باید بری کارت بازار آزاد بخره هنوز هیجان داره که از اول صبح خروس خون تا نصف شب سگ خون توی صف وای سی یا نه نمیدونم چه سالی بود صبح ساعت 4 شال کلاه کردم رفتم سر صف سینما وقتی برگشتم خونه ساعت 3 نصف شب بود 22،23ساعت فقط تونستم 3 تا فیلم رو ببینم ولی حال میکردم کاش امسالم بلیط گیرم نیاد به تکاپو بیفتم مثل سگ بگردم دنبال بلیط بازار سیاه رو رونق بدم …
بچه ها اگر کسی از جشنواره خبر چیزی داره یه ندای بده بدونیم چطوری کم کیف جشنواره ارزش داره یا نه …
وقتی مخابرات تلفنای یه منطقه رو قطع میکنه یکی مثل من معتاد رو مجبور به ترک میکنه !!!...
من من ترک کنم عمرا دوزار بده آش به همین خیال باش ... من هرانچیزی که داشته باشم ازش استفاده میکنم وقتی نداشتم میگم ندارم یه ضرب المثل هست میگه اگه لوطی نگه به یه ورم که میترکه
پنج شنبه رفتم مرکز مخابرات کوی انقلاب گفتم :
سلام ببخشید تلفن های منطقه ما قطع شده الان یک ماهی هست
طرفم با خوش روی خنده گفت : ببخشید تیم عملیاتیمون امروز فردا میخوان یه شیفت اضافه بمونند تا خط های شمارو درست کنن
منم خوشحال برگشتم پنج شنبه تمام شد جمعه از راه رسید به هر بدبختی بود اونم گذاشتیم کنار شنبه صبح زود با هزارتا آرزو ساعت ۶ از خونه زدم بیرون بخونم بنویسم تا رسیدم دیدم خبری نیست تلفنا قطع انگار هزارساله مرده به قول اقا محسن هنوز تلفناتون به ردیف چیدست ...
رفتم مرکز مخابرات هزارتا وعده ما که عادت کردیم
-- آقا تلفن های منطقه شما کابل برگردون شده به مشکل برخورده درست میشه
-- آقا واقعا شرمندم که شمارو هی مجبور میکنیم بیاید منطقه ما درستش کنید به خدا شرمندم انشاالله صحبت میکنم از اون منطقه بیایم بیرون انقدر شما درد سر نکشید
-- آقا منظورتون چیه
-- هیچی یا تلفنها درست میشن یا من صبح ظهر شب اینجام
-- شما قبل از چهار شنبه بیای هیچ جوابی بهتون نمیدم
-- چشم تا فردا خدا نگهدار
امروز یکی از این مامورهای زحمت کش و رشوه نگیر مخابرات دیدم ۵ هزاری خشک تلفن وصل شد به همین راحتی البته بعد از ۱ ماه
تا وصلش کرد پریدم توی دنیای مجازی خودم چقد برای این دنیا دلم تنگ شده بود انگار یه چیزی کم داشتم
دلمم نمیمد برم کافی نت (خوشم نمیاد ) اولین بار که رفتم گفتم ببخشید میشه از یکی از دستگاهاتون استفاده کنم گفت برای چه کاری گفتم میخوام ایمیلم چک کنم داد زد اکبری بیا ایمیل اقا رو چک کن
اگر فحشم میداد بهترم بود گفتم ببخشید خودم اینطوری نیستم گفت بلدی گفتم اونای که باید بلد باشن شاخ دارن که من ندارم گفت بفرماید شماره ۳
برای همینم دیگه کافی نت بی کافی نت
من کوچیک همیه دوستان هستم هرکیم میخواد بیاد کتک بزنه من کتک خورم توپه ولی نمیدونم چی من کتک میخورم طرف مقابل اخ اوخ میکنه چشمک
ایمان من تورو نشناسم به درد هیچ نمیخوره
از خجالت همتون درمیام دوستان من که قابل نیستم زوربا فداتون بشه آکانتم درست نیست روبه راه شد نوکره همه بچه های اهواز هستم
آبدارچی

