مهران مدیری که این همه دوستش داشتم، دارم ( نمی تونم بگم خواهم داشت ) خودشو فروخت چقدر ارزون هم فروخت خودشو ... دو ماه پیش داشتم روز شماری میکردم برای دیدن باغ مظفر ولی این روزا دل خوشی از مهران مدیری که کارش شده فقط تبلیغ کردن ندارم داره میشه مثل شبخیز
هرچند داره از طنز برای تبلیغات استفاده میکنه مثل ایران سل ،وقتی مهران مدیری داره در مورد انتن دهی و قیمت خط های ایران سل تبلیغ میکنه مادر کامران توی خواب کامران از مهران مدیری سئوال میکنه اون دنیا جواب میده میگه کجای اون دنیا هستید میگه من جهنم میگه بزارید صحبت کنم ببینم جواب میده یا نه
چقدر ارزون مردم خودشون رو میفروشن
همه حرفات برا پول
البته با این تیکه های که دارن خودشون به خودشون میندازن که بسه تبلیغ کردن یا وقتی که کامران رو از خواب بیدار میکنن که تبلیغ دهنده میخواد تو براش تبلیغ کنی در مورد چهار شاخه گاردان کامران میفته دنبالش بوش میاد که شاید دست برداره این این کارش
به امید آن روز که مهران مدیری دیگه خودش رو نفروش ( هر چند بازیگر احساس و عاطفش گذاشته در کفه ترازو و بابتش پول میگیره یعنی هروز خودشو میفروشه به هنر )
آبدارچی
مثل اینکه خودم خودم رو لو دادم نه بچه ها
دلیلی نمیبینم که به کسی بگم که کجام و چه کار میکنم
چون خیلی از دوستان فکر میکنن بنده تازه امدم تهران یا خیلی ها فکر میکنن ...
اگر بخوام خودم رو لو بدم این طوری میگم
بنده الان حدودا یک ماه یخده کمتر تهران به دوستان اهوازی درستشو گفتم به دوستان تهرانی گفتم که نه اهوازم
برای همین کم مینویسم
برای یه امر خیر امدم تهران چشمک همه میدونن چه خبره
اونیم که فهمیده من تهرانم یه جایش داره میسوزه بگید شن بریزیم روش شاید دفن شد توی شن ها بازم چشمک
جاتون خالی کلی خرکیف تشریف دارم در تهران
جمعه عروسی افتادیم توپ توی کوچه فرشته مخوای توهم بیا گمنام
کارت برات بفرستم چشمک
منتظر چیزی نباشید این متن رو نوشتم برای دل خوشی همونی که توی متن پاین شماره یک اسمشو بردم
برای کل دوستان بگم این یه تیکه رو بنده ۳۱ سال دارم
تا بیست سالگی رشد طولی داشتم از اونوقت به بعد رشد عرضی دارم برای همین ۲ متر قدم ۱۵۰ کیلو وزنمه ولی به خدا رفتم کت شلوار بدوزم سایز این طوری دور کمرم سایزش ۶۲ دور کتفم سایزش ۶۸ دیگه نودونم تویه هیچ ماشینی بغییر از پراید راحت نیستم چون از پراید نفرت دارم نمیرم گواهینامه بگیرم چشمک شغلم تراشکاری طراحی و ساخته عنواع قطعات ( البته قطعاتی کوچک برعکس خودم ) مدرک تحصیلی ندارم (بیسوادم ) البته اگر مدرک تحصیلی رو دلیر بر با سواد بودن یا بیسواد بودن بدونید وگرنه هم میتونم بخونم هم بنویسم در حد مبتدی تازشم میدونم ۲*۲=۴ اینم بلدم دیگه نمیدونم چه چیزی باید بلد باشم تا بهم نگن بیسواد خب اونی که اسمشو نمینویسه حالت خوبه قاقا لیلی میخوای
بابت اینکه نتونستم به وبلاگ دوستان سر بزنم رو توضیح دادم بالا چشمک
آبدارچی خودش رو لو میده چشمک
از دوستان عزیزی که امدن سر زدن نتونستم جواب بدم معذرت میخوام نبودم
از وبلاگ نیم بطر عرق نعنا منو دعوت کردن به یه بازی باحال نمیدونم شاید دیر باشه ولی من که شرکت میکنم
۱ . عاشق اونی هستم که میاد کامنت میزار اسمشو نمینویسه (ولی نه میخواد ببینمتم و نه میتونم ...)
۲ .من الان ۱۵ ساله با برادم قهرم و خیال آشتی کردن ندارم
۳ .پنج شنبه ۳۰ آذر برای اولین بار ۳ پک به سیگار زدم (دیگه همچین غلطی نمیکنم )
۴ .برای تنها کسی که بعد از فوتش بیشتر از یک ساعت گریه کردم استاد علی حاتمی بود ( مدت گریه یک هفته بود )اونم به خاطر این بود که دیگه نمیتونستم فیلم خوب ببینم وگرنه مرگ حق و من عاشقشم
۵ .تنها ماشین ساخت داخل که میتونم پشت فرمونش بشینم پراید برای همین هنوز گواهینامه نگرفتم
امید وارم این پنج دوست دسته من رو رد نکنن و توی بازی شرکت کنن
زوربا ، صادق خان (لحظه ) ، سحر حکمت (چرخنده) ، مطرود (غریبه ) ،ایمان (تیام)

