(((من رای میدهم پس هستم)))
حالا من که رای نمیدهم پس چی این چند روزه خیلی بهم بر خورد بود چرا من توی این انتخابات آشنا ندارم ولی خب دیروز یه خبر خوش حال کننده به دستم رسید که فلانی کاندید شده کلی خوش به حالم شد ولی گذاشتم خودش بیاد خبر بده به من چه برم طرفش یه دفعه دیدی دوسه تا پوستر داد دستم گفت برو اینارو بچسبون منم حالش رو ندارم ...
خلاصه دیشب دیدمش سلام احوال پرسی چه خبرو هیچی سلامتی کاندید شدم اقا این کاندید شدم که گفت من نتونستم جلوی خنده خودم رو بگیرم زدم زیر خنده کرکر خنده بهش برخورد گفتم پس چرا انقدر دیر خبر دادی گفت روم نشد گفتم اخه مرتیکه تو خودتو دلقک کردی که ما بهت بخندیم بعد روت نمیشه مگر میشه ....
قراره بریم انتخابات شرکت کنیم ولی قرار نیست گوجه قیمتش بیاد پایین ما باید بریم تو دهنی محکمی بزنیم به نمیدونم کی ولی قرار نیست کسی بگه چرا بازار اهواز انقدر آشفتست جو انتخاباتی دیگه
بزرگترین تحلیل گرا هم فقط دم از انتخابات کاندیدای خودشون میزنن مثل اینکه خبر نداره همچیزمون رو دارن جارو میکنن میدن به همونای که ۸ سال باهاشون جنگیدیم حالا شدن برادر خوانده های ما اخبار شبکه چهار مه اهواز رو نشون میده ولی بازارش رو ...
به خدا هیچمون به هیچی نیست براتون متاسفم از صمیم قلب میخوام خدا یه عقلی به شما ها بده یه پولی به ما نه نه ببخشید خدا یه پولی به شما بده یه عقلی به ما که بیایم گولتون بزنیم پولاتون رو ببریم چشمکمکمکمکمکمکمکمک
یکی بیاد بگه من اگر در انتخابات شرکت کنم چه اتفاقی میفته اگر اونی که اونا میخوان رای بیاره چه چیزی عوض میشه فقط به من یه نمونه کوچیک نشون بدن یه نمونه کوچیک که هرکاندیدای که رفته سر جاش نشسته و تو فکر صندلی که روش نشسته نبوده تو فکر مردمی بوده که بهش رای دادن خودتون خوب میدونید نه تو فکره من هستند نه تو فکر هیچکس دیگه تو فکر صندلی خودشون هستند وگرنه کله پا میشن
آبدارچی

