تبليغاتX
حرفهای ناگفته
حرفهای ناگفته

پول
وقتی پول همه کاری میکنه وقتی میگن پول رو بزاری روی سنگ آب میشه همینه دیگه ...

مهران مدیری که این همه دوستش داشتم، دارم ( نمی تونم بگم خواهم داشت ) خودشو فروخت چقدر ارزون هم فروخت خودشو ... دو ماه پیش داشتم روز شماری میکردم برای دیدن باغ مظفر ولی این روزا دل خوشی از مهران مدیری که کارش شده فقط تبلیغ کردن ندارم داره میشه مثل شبخیز

هرچند  داره از طنز برای تبلیغات استفاده میکنه  مثل ایران سل ،وقتی مهران مدیری داره در مورد انتن دهی و قیمت خط های ایران سل تبلیغ میکنه   مادر کامران توی خواب کامران از مهران مدیری سئوال میکنه اون دنیا جواب میده میگه کجای اون دنیا هستید میگه من جهنم میگه بزارید صحبت کنم ببینم جواب میده یا نه

چقدر ارزون مردم خودشون رو میفروشن

همه حرفات برا پول

البته با این تیکه های که دارن خودشون به خودشون میندازن که بسه تبلیغ کردن یا وقتی که کامران رو از خواب بیدار میکنن که تبلیغ دهنده میخواد تو براش تبلیغ کنی در مورد چهار شاخه گاردان کامران میفته دنبالش بوش میاد که شاید دست برداره این این کارش

به امید آن روز که مهران مدیری دیگه خودش رو نفروش ( هر چند بازیگر احساس و عاطفش گذاشته در کفه ترازو و بابتش پول میگیره یعنی هروز خودشو میفروشه به هنر )

آبدارچی

نوشته شده توسط آبدارچی در ساعت 14:43 | لینک  |